نومیناتیو، آکوزاتیو و داتیو(1)
فاعل(subjekt) همیشه در حالت Nominativ هست. به یاد سپردن نومیناتیو خیلی راحته. همه چیز اینجا عادیه.
ضمایر فاعلی/نومیناتیو:
| ich | من |
| du | تو |
| er/sie/es | او |
| wir | ما |
| ihr | شما |
| sie | آنها |
Ihr learnt schnell.
شما سریع یاد میگیرید.
Wir schreiben Nomen gross und Verben klein.
ما اسمها را با حرف بزرگ و فعلها را با حرف کوچک مینویسیم.
Sie machen viele Übungen im Kurs.
آنها تمرینهای زیادی در کورس(دوره/کلاس) انجام میدهند.
حرفهای تعریف شناسِ فاعلی/ Nominative bestimmt Artikeln:
der --- برای مذکر
die --- برای مونث
das --- برای خنثی
die --- برای جمع
Der Koffee ist heiss.
کافه داغ است.
Die Taschen sind teuer.
کیفها گرانند.
Das Buch ist interessant.
کتاب جالب است.
Nominativ unbestimmt Artikeln:
ein --- برای مذکر و خنثی
eine --- برای مونث و جمع
Ein Bleistifft kostet 3 Euros.
یک خودکار سه یورو است.
Ein Kurs dauert 6 Monaten.
یک کلاس(دوره) شش ماه طول میکشد.
Eine Lehrerin kommt gleich.
یک معلم به زودی میآید.
ضمیرهای ملکی فاعلی/Nominativ Possessiv Pronomen:
| برای مذکر و خنثی | برای مونث و جمع |
| mein | meine |
| dein | deine |
| sein | seine |
| ihr | ihre |
| sein | seine |
| unser | unsere |
| euer | eure |
| ihr | ihre |
| Ihr | Ihre |
Meine Mutter ist krank.
مادرم بیمار است.
Sein Frau ist stark.
خانمش قوی است.
در درسهای قبلی هم فقط حالتهای نومیناتیو(فاعلی) رو درس داده بودیم.
Subjekt
اما مفعول.
ما در آلمانی چند نوع مفعول داریم. یکی از این انواع مفعولها، مفعول مستقیم هست. میتونیم بهش مفعول بیواسطه هم بگیم. من حتی بهش مفعول ساده هم میگم.
Akkusativ
Akkusativ /آکوزاتیو/ مفعول مستقیم هست. مثلاً افعالی که فقط یک مفعول دارن، مفعولشون از نوع مستقیم یا همین آکوزاتیو هست.
در آلمانی، وقتی اسامی در حالت آکوزاتیو قرار میگیرن، ضمایرشون، آرتیکل(حرف تعریف) یا ضمیر ملکی یا هر چیزی که قبل از اونا بهشون وصل میشه تغییر میکنه.
تغییر ضمایر در حالت آکوزاتیو:
| Akkusativ | Nominativ |
| mich | ich |
| dich | du |
| ihn | er |
| sie | sie |
| es | es |
| uns | wir |
| euch | ihr |
| sie | sie |
| Sie | Sie |
آرتیکل(حرف تعریف) در آکوزاتیو اینجوری تغییر میکنه:
bestimmt Artikeln:
| حروف تعریف شناس | Akkusativ | Nominativ |
| مذکر | den | der |
| مونث | die | die |
| خنثی | das | das |
| جمع | die | die |
unbestimmt Artikeln:
| حروف تعریف ناشناس | Akkusativ | Nominativ |
| مذکر | einen | ein |
| خنثی | ein | ein |
| مونث و جمع | eine | eine |
ضمایر ملکی هم به همین ترتیب تغییر میکنن. یعنی اگر بعد از اونا یک اسم مذکر بیاد، به آخر ضمیر ملکی en- اضافه میشه. اگر بعد از اونا اسم مونث یا جمع بیاد، به آخرشون فقط یک e- اضافه میشه.
Ich habe einen Tisch.
من یک میز دارم.
Sie trinkt den Koffee.
او قهوه را مینوشد.
Er liest das Buch.
او کتاب را میخواند.
Ich liebe meinen Mann. ==> Ich liebe ihn. او را دوست دارم
من شوهرم را دوست دارم.
ِDu liebst deine Frau. ==> Du liebst sie. او را دوست داری
تو خانمت را دوست داری.
Ich kaufe* einen Stuhl.
من یک صندلی میخرم.
Dativ
مفعول Dativ /داتیو/ مفعول غیرمستقیم یا باواسطه هست. تشخیصش گاهی یکم پیچیده میشه.
اول جدول تغییرات تمام ضمایر داتیوی رو بنویسیم بعد بریم ببینیم چه وقتایی مفعولمون داتیو میشه.
Artikel:
| Dativ | Nominativ | |
| dem | der | مذکر |
| der | die | مؤنث |
| dem | das | خنثی |
| *den+n | die | جمع |
| einem | ein | مذکر و خنثی |
| einer | eine | مؤنث |
*در حالت جمع داتیو، علاوه بر تغییر آرتیکل، یک n- هم به آخر اون اسم اضافه میشه.
Wir kaufen den Kindern viele Blumen.
| ضمایر | Dativ/مفعولی داتیو | Nominativ/فاعلی |
| به من | mir | ich |
| به تو | dir | du |
| به او(مذکر) | ihm | er |
| به او(مونث) | ihr | sie |
| به او(خنثی) | ihm | es |
| به ما | uns | wir |
| به شما | euch | ihr |
| به آنها/به شما | ihnen/Ihnen | sie/Sie |
اولین نکتهای که میخوام براش بگم افعال دو مفعولی هستن.
مثلاً فعل خریدن گاهی دو مفعول داره.
یک مفعول اون چیزی هست که میخرید که میشه مفعول آکوزاتیو؛
یک مفعول اون شخصی هست که اون چیز رو براش میخرید که میشه مفعول داتیو.
از افعال دومفعولی دیگه میشه هدیه دادن رو نام برد.
چیزی که هدیه میدید مفعول آکوزاتیو؛
کسی که اون هدیه رو بهش میدید مفعول داتیو.
افعال ساده از این مدل:
geben: دادن
Kannst du mir dein Buch geben?
میتوانی کتابت را به من بدهی؟
erzählen: تعریف کردن
Der Grossvater erzählt den Kindern eine Geschichte.
پدربزرگ برای بچهها یک داستان تعریف میکند.
kaufen: خریدن
Er kauft dem Junge ein Eis.
او برای پسربچه یک بستنی خرید.
kochen: پختن
Die Mutter kocht dem Kind einen Tee.
مادر برای بچه یک چای درست کرد(در آلمانی میگن پُخت).ۀ
liehen: قرض دادن
Er lieht mir sein Wörterbuch.
او به من لغتنامهاش را قرض میدهد.
Öffnen: باز کردن
Können Sie mir bitte die Tür öffnen?
میتوانی لطفاً برای من در را باز کنی؟
raten: پیشنهاد کردن
Du räst mir etwas.
به من چیزی پیشنهاد کن.
reservieren: رزرو کردن
Bitte reservieren Sie mir einen Tisch.
لطفاً برای من یک میز رزرو کنید.
schenken: هدیه دادن
Die Eltern schenken ihrer Tochter einen Tanzkurs.
والدین به دخترشان یک دورهی رقص هدیه میکنند.
schicken: فرستادن
Ich schicke ihm eine E-mail.
من به او یک ایمیل میفرستم.
افعال دو مفعولی که در سطحهای بالاتر از A1 لازم میشن:
liefern: تحویل دادن
Die Firma Sachs liefert uns heute die Möbel.
شرکتِ زاکس امروز مبلها را به ما تحویل میدهد.
empfehlen: پیشنهاد کردن
Der Kellner empfielt dem Gast einen Wein.
گارسون به مهمان یک شراب پیشنهاد کرد.
aufmachen: باز کردن
Emma macht ihrem Bruder die Tur auf.
اما در را برای برادرش باز کرد.
اینجا «در» مفعول آکوزاتیو و «برادرِ اما» مفعول داتیو شده.